راز بقا در بورس پرنوسان؛ وقتی مدیریت ریسک بر بازده غلبه میکند

در دورههای تنش ژئوپلیتیک و شرایط جنگی، رفتار سرمایهگذاران بیش از آنکه بر محاسبات دقیق بازده استوار باشد، تحت تاثیر واکنشهای روانی ناشی از نااطمینانی، ترس و احساس فقدان کنترل قرار میگیرد. در نتیجه، مدیریت ریسک به اولویت اصلی تصمیمگیری تبدیل میشود و هدف کسب بازده در مرتبه بعدی قرار میگیرد.
به گزارش پایگاه خبری سرمایه و بورس، در ادبیات کلاسیک مالی، سرمایهگذار عقلایی فردی است که با سنجش همزمان ریسک و بازده، به دنبال بیشینهسازی مطلوبیت مورد انتظار خود حرکت میکند. با این حال، تجربه بازارهای مالی در دورههای تنش ژئوپلیتیک و شرایط جنگی نشان میدهد که این چارچوب نظری در عمل با محدودیتهای جدی روبهرو است. در چنین مقاطعی، رفتار سرمایهگذاران بیش از آنکه بر محاسبات دقیق بازده استوار باشد، تحت تاثیر واکنشهای روانی ناشی از نااطمینانی، ترس و احساس فقدان کنترل قرار میگیرد. در نتیجه، مدیریت ریسک به اولویت اصلی تصمیمگیری تبدیل میشود و هدف کسب بازده در مرتبه بعدی قرار میگیرد.
فراتر از محاسبات اقتصادی
تنشهای سیاسی و نظامی برخلاف بسیاری از شوکهای اقتصادی، صرفا یک متغیر برونزا در مدلهای مالی نیستند، بلکه بنیان تصمیمگیری را بهطور مستقیم تحت تاثیر قرار میدهند. در شرایط جنگی، افق زمانی سرمایهگذاران کوتاهتر میشود، توزیع احتمالات آینده مبهمتر از همیشه است و اطلاعات موجود اغلب ناقص یا متناقض به نظر میرسد. این فضا همان محیطی است که نظریه مالی رفتاری آن را بستری مستعد برای بروز سوگیریهای شناختی میداند.
در چنین شرایطی، سرمایهگذار با ریسکی مواجه نیست که بتوان آن را بهراحتی اندازهگیری کرد، بلکه با عدمقطعیتی روبهرو میشود که حتی امکان خروج از بازار و نقدشوندگی داراییها را نیز تحت تاثیر قرار میدهد. این نوع عدمقطعیت، تصمیمگیری را از چارچوبهای کلاسیک خارج کرده و به حوزه واکنشهای رفتاری نزدیک میکند.
زیانگریزی؛ یک واکنش عقلایی در بحران
یکی از مفاهیم کلیدی مالی رفتاری، زیانگریزی است؛ به این معنا که افراد زیان را شدیدتر از سود همارزش احساس میکنند. در شرایط عادی بازار، این ویژگی رفتاری ممکن است به احتیاط بیش از حد یا از دست رفتن برخی فرصتها منجر شود. اما در فضای جنگی و پرتنش، زیانگریزی به نیرویی غالب در ذهن سرمایهگذار تبدیل میشود.
در این وضعیت، تمرکز سرمایهگذار بیش از آنکه بر سود احتمالی باشد، معطوف به جلوگیری از زیانهای بزرگ و جبرانناپذیر است. همین تغییر تمرکز باعث میشود مدیریت ریسک از منظر رفتاری به انتخابی عقلایی تبدیل شود، حتی اگر به قیمت چشمپوشی از بازدههای بالقوه تمام شود. در ذهن سرمایهگذاری که سناریوی تشدید تنش را جدی میگیرد، حفظ دارایی و «از دست ندادن» ارزشمندتر از «بهدست آوردن» تلقی میشود.
فروپاشی توهم کنترل در بازار
در دورههای ثبات نسبی، بسیاری از فعالان بازار دچار نوعی توهم کنترل هستند و تصور میکنند با تحلیل دقیقتر، اطلاعات بیشتر یا تجربه بالاتر میتوانند بر روند بازار مسلط شوند. اما در شرایط نااطمینانی شدید، این توهم بهسرعت فرو میریزد. تصمیمات ناگهانی سیاسی، شوکهای خبری و رویدادهای پیشبینیناپذیر، به سرمایهگذار یادآوری میکند که بخش بزرگی از متغیرهای اثرگذار خارج از کنترل اوست.
از منظر مالی رفتاری، فروپاشی این توهم معمولا با افزایش اضطراب و تقویت رفتارهای دفاعی همراه میشود. در چنین فضایی، تمرکز بر مدیریت ریسک نه نشانه ضعف، بلکه واکنشی طبیعی و حتی منطقی به درک محدودیتهای فردی در برابر محیطی بیثبات است.
تشدید رفتار تودهوار و ریسک نقدشوندگی
غلبه نااطمینانی در بازار، زمینه را برای تشدید رفتار تودهوار فراهم میکند. انتشار سریع اخبار منفی و ابهام نسبت به آینده باعث میشود سرمایهگذاران به رفتار دیگران چشم بدوزند و از آن تبعیت کنند. این رفتار جمعی، بهویژه در بازارهایی با محدودیتهای ساختاری، میتواند به قفلشدن معاملات و افزایش شدید ریسک نقدشوندگی منجر شود.
در چنین شرایطی، حتی سرمایهگذارانی که از منظر تحلیلی به ارزندگی داراییها باور دارند، ممکن است صرفا برای جلوگیری از گرفتار شدن در صفهای فروش یا کاهش آسیبهای احتمالی، وزن داراییهای پرریسک را کاهش دهند یا از بازار خارج شوند. این تصمیمها بیش از آنکه مبتنی بر تحلیل بازده باشند، ریشه در مدیریت ریسک رفتاری دارند.
کوتاهشدن افق زمانی سرمایهگذاری
یکی دیگر از پیامدهای روانی شرایط جنگی، کوتاهشدن افق زمانی سرمایهگذاران است. در حالت عادی، بسیاری از استراتژیهای سرمایهگذاری بر مبنای افقهای میانمدت و بلندمدت طراحی میشوند. اما نااطمینانی شدید ذهن سرمایهگذار را به حال حاضر محدود میکند و آینده دور بیش از حد مبهم به نظر میرسد.
در این فضا، بقا در کوتاهمدت اهمیت بیشتری پیدا میکند و همین موضوع باعث میشود صنایع مختلف، فارغ از ارزندگی یا ضعف بنیادی، رفتاری مشابه از خود نشان دهند. این تغییر افق زمانی بهطور طبیعی اهمیت مدیریت ریسک را افزایش میدهد و حفظ انعطافپذیری پرتفوی را به هدفی منطقیتر از تعقیب بازدههای نامطمئن تبدیل میکند.
عقلانیت بازتعریفشده در عصر نااطمینانی
از منظر مالی رفتاری، عقلانیت مفهومی ثابت و جهانشمول نیست، بلکه بهشدت به زمینه و شرایط تصمیمگیری وابسته است. تصمیمی که در یک بازار باثبات بیش از حد محافظهکارانه تلقی میشود، ممکن است در شرایط پرتنش امروز بازار سرمایه ایران کاملا عقلایی باشد. کاهش ریسک، افزایش نقدینگی و پرهیز از تمرکز بالا، پاسخی سازگار با محیطی مملو از نااطمینانی است.
در چنین چارچوبی، سرمایهگذاری که آگاهانه بازده مورد انتظار خود را فدای کاهش ریسک میکند، لزوما دچار خطای تصمیمگیری نشده است، بلکه تصمیم خود را با توجه به محدودیتهای شناختی و شرایط محیطی بهینه کرده است. در نهایت، در بازارهایی که آینده آنها در هالهای از ابهام قرار دارد، بقا خود نوعی بازده محسوب میشود و راز بقا، مدیریت ریسک حتی به قیمت کاهش بازده و حفظ نقدشوندگی داراییهاست.
برچسب ها :بورس ، مدیریت ریسک
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.





ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0