چرا سهام ارزنده خریدار ندارد؟

بازار سهام در شرایط نااطمینانی و تنش های سیاسی اخیر، بیش از آنکه تابع محاسبات دقیق بنیادی باشد، تحت تاثیر واکنش های هیجانی سرمایه گذاران قرار گرفته است.
به گزارش پایگاه خبری سرمایه و بورس، بازار سهام در شرایط نااطمینانی و تنش های سیاسی اخیر، بیش از آنکه تابع محاسبات دقیق بنیادی باشد، تحت تاثیر واکنش های هیجانی سرمایه گذاران قرار گرفته است. تجربه ماه های گذشته نشان می دهد بسیاری از تصمیم های معاملاتی نه بر پایه تحلیل سودآوری و ارزش ذاتی شرکت ها، بلکه متاثر از ترس، خاطره زیان های قبلی و برداشت های ذهنی از آینده شکل می گیرد. این همان نقطه ای است که مفاهیم مالی رفتاری اهمیت پیدا می کند و نشان می دهد انسان ها برخلاف فرض اقتصاد کلاسیک، همیشه عقلایی و بی طرف تصمیم نمی گیرند.
عوامل رخوت خرید سهام ارزنده
در مقاطعی که از منظر بنیادی، نسبت های ارزش گذاری جذاب و سودآوری شرکت ها قابل قبول است، انتظار می رود تقاضا برای سهام ارزنده تقویت شود. با این حال در فضای پرتنش، سوگیری هایی مانند زیان گریزی و سوگیری دسترسی مانع از شکل گیری چنین رفتاری می شود. ذهن سرمایه گذار بیش از آنکه به گزارش های مالی توجه کند، درگیر خاطره صف های فروش و تجربه های تلخ گذشته است. درد ضرر برای او بسیار پررنگ تر از لذت سود احتمالی آینده احساس می شود و همین موضوع موجب تعلل در خرید یا حتی فروش شتاب زده دارایی های ارزنده می شود.
در این شرایط، بازار ممکن است شاهد افت هایی باشد که ریشه آنها نه در ضعف عملیاتی شرکت ها، بلکه در روان جمعی و فضای رسانه ای است. سرمایه گذار حرفه ای در چنین فضایی صرفا به تحلیل اعداد اکتفا نمی کند، بلکه برای مدیریت احساسات خود نیز برنامه دارد؛ از تعیین حد ریسک و استراتژی خروج گرفته تا پایبندی به چارچوبی که مانع تصمیم های لحظه ای شود.
حسابداری ذهنی و برداشت متفاوت از پول
یکی از مفاهیم کلیدی مالی رفتاری، حسابداری ذهنی است. بر اساس این مفهوم، افراد پول را یکپارچه نمی بینند و در ذهن خود آن را به بخش های جداگانه تقسیم می کنند. برای نمونه، سود حاصل از بورس ممکن است به عنوان پولی کم اهمیت تر یا موقتی تلقی شود و سریع تر خرج یا نقد شود، در حالی که همان مبلغ اگر از محل حقوق یا پس انداز تدریجی باشد، با احتیاط بیشتری مدیریت می شود.
در فضای تنش های سیاسی، این پدیده تشدید می شود. سرمایه گذاری که در ماه های قبل سود کسب کرده، ممکن است برای تثبیت آن سود اقدام به فروش سریع کند، زیرا از بازگشت شرایط منفی هراس دارد. در مقابل، فردی که در زیان قرار دارد، تمایل کمتری به فروش سهم بنیادی خود نشان می دهد، زیرا در ذهن او این زیان هنوز قطعی نشده است. این تفاوت رفتارها نشان می دهد بازار صرفا بر پایه اعداد حرکت نمی کند، بلکه برداشت ذهنی افراد از همان اعداد تعیین کننده است.
اثر مالکیت و دشواری پذیرش اشتباه
اثر مالکیت یکی دیگر از سوگیری های مهم است که باعث می شود افراد برای دارایی ای که در اختیار دارند، ارزشی بیش از واقعیت قائل شوند. سهمی که پیش از خرید با نگاه تحلیلی بررسی می شد، پس از ورود به پرتفوی، رنگ احساسی می گیرد و قضاوت درباره آن کمتر بی طرفانه می شود. در نتیجه حتی در صورت کاهش سودآوری یا افزایش ریسک های کلان، سرمایه گذار به سختی حاضر به خروج از موقعیت خود است.
در دوره های پرریسک، این سوگیری می تواند تشدید شود. سرمایه گذار ممکن است در برابر داده های جدید مقاومت کند و صرفا به دلیل حس تعلق، از بازنگری تصمیم خود اجتناب ورزد. در مقابل، نسبت به خرید سهام جدید و ارزنده نیز مردد می ماند، چون هنوز حس مالکیت نسبت به آن شکل نگرفته است. پرسش کلیدی در این شرایط آن است که اگر امروز مالک این سهم نبودیم، آیا در این قیمت حاضر به خرید آن می شدیم یا خیر.
زیان گریزی و تشدید فشار فروش
زیان گریزی از مهم ترین مفاهیم مالی رفتاری است و بیان می کند شدت احساس زیان تقریبا دو برابر احساس سود هم اندازه است. به همین دلیل در فضای نااطمینانی، تمرکز ذهن سرمایه گذار بیشتر بر اجتناب از ضرر است تا کسب بازدهی. حتی اگر تحلیل ها نشان دهد برخی سهام در سطوح جذاب معامله می شوند، بزرگ نمایی سناریوی زیان باعث می شود تقاضا شکل نگیرد.
در سطح جمعی، این رفتار به افزایش فشار فروش و کاهش نقدشوندگی منجر می شود. افت قیمت ها در چنین وضعیتی لزوما ناشی از تغییر بنیاد شرکت ها نیست، بلکه نتیجه واکنش روانی بازار است. راه مقابله با زیان گریزی، پذیرش نوسان به عنوان بخشی طبیعی از سرمایه گذاری و تکیه بر استراتژی های از پیش تعریف شده است.
اعتماد به نفس کاذب و توهم کنترل
در نقطه مقابل ترس افراطی، اعتماد به نفس کاذب نیز می تواند آسیب زا باشد. برخی سرمایه گذاران در دوره های بحرانی تصور می کنند توانایی پیش بینی دقیق زمان و شدت واکنش بازار به تحولات سیاسی را دارند. این اطمینان بیش از حد ممکن است به اتخاذ موقعیت های بزرگ و پرریسک منجر شود.
توهم کنترل نیز در همین چارچوب شکل می گیرد؛ حالتی که فرد گمان می کند با رصد دائمی اخبار می تواند بر متغیرهای کلان مسلط شود، در حالی که این عوامل خارج از کنترل او هستند. ترکیب نااطمینانی بالا با یقین ذهنی، احتمال خطاهای بزرگ را افزایش می دهد. سرمایه گذار حرفه ای به جای قطعیت در پیش بینی، بر مدیریت عدم قطعیت تمرکز می کند.
نظریه بازار کارا و واقعیت رفتار بازار
نظریه بازار کارا فرض می کند قیمت ها بازتاب کامل اطلاعات موجود هستند، اما تجربه های عملی نشان می دهد در دوره های بحران، فاصله میان قیمت و ارزش ذاتی افزایش می یابد. در فضای تنش های سیاسی، بیش واکنشی یا کم واکنشی به اخبار تشدید می شود و رفتار توده ای گسترش می یابد.
در چنین شرایطی ممکن است سهام شرکت هایی که از نظر عملیاتی تاثیر مستقیمی از بحران نمی پذیرند، صرفا به دلیل جو روانی با افت شدید مواجه شوند. این ناکارایی ها معمولا دائمی نیستند و با بازگشت آرامش نسبی، تعدیل می شوند. برای سرمایه گذار آگاه، این فاصله میان قیمت و ارزش می تواند همزمان حامل ریسک و فرصت باشد.
در نهایت، مالی رفتاری یادآور می شود که بازار سهام یک سیستم کاملا ریاضی و بی احساس نیست، بلکه بازتابی از روان جمعی است. در دوره های پرتنش، شناخت این واقعیت و مدیریت سوگیری های ذهنی، به اندازه تحلیل صورت های مالی اهمیت دارد و می تواند مرز میان تصمیم احساسی و تصمیم سنجیده را مشخص کند.
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.





ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0