تاریخ انتشار : یکشنبه ۱۲ بهمن ۱۴۰۴ - ۸:۵۳
کد خبر : 21032

ابرتورم چگونه ایجاد می شود؟

ابرتورم چگونه ایجاد می شود؟

ابرتورم تنها افزایش شتابان سطح عمومی قیمت‌ها نیست، بلکه نشانه ورود اقتصاد به مرحله‌ای است که در آن پول ملی کارکرد خود را به‌عنوان ابزار ذخیره ارزش از دست می‌دهد و بنیان‌های نهادی سیاستگذاری دچار فروپاشی می‌شود.

به گزارش پایگاه خبری سرمایه و بورس، ابرتورم تنها افزایش شتابان سطح عمومی قیمت‌ها نیست، بلکه نشانه ورود اقتصاد به مرحله‌ای است که در آن پول ملی کارکرد خود را به‌عنوان ابزار ذخیره ارزش از دست می‌دهد و بنیان‌های نهادی سیاستگذاری دچار فروپاشی می‌شود. در چنین وضعیتی، استقلال بانک مرکزی عملا تضعیف شده و سیاست پولی به ابزاری در خدمت جبران ناترازی بودجه دولت تبدیل می‌شود؛ فرآیندی که در نهایت به مهارنشدن انتظارات تورمی و خروج اقتصاد از مسیر تعادلی می‌انجامد.

ابرتورم؛ گذار عددی یا دگرگونی نهادی

گذار از تورم‌های مزمن به شرایط ابرتورمی صرفا یک تغییر عددی در نرخ رشد قیمت‌ها محسوب نمی‌شود، بلکه بیانگر دگرگونی ماهوی در ساختار نهادی اقتصاد است. در این مرحله، قواعد بازی و رفتار بازیگران اقتصادی تغییر می‌کند و اعتماد عمومی به پول ملی از میان می‌رود. اگرچه در ادبیات کلاسیک، معیار فیلیپ کاگان نرخ تورم ماهانه ۵۰ درصد را مرز ورود به ابرتورم می‌داند، اما این شاخص تنها نشانه‌ای کمی از بحرانی عمیق‌تر است که در آن اعتبار پول و توان سیاستگذار برای مهار متغیرهای اسمی به‌شدت تضعیف می‌شود.

در شرایط ابرتورمی، اقتصاد از وضعیت تعادلی خارج می‌شود و ابزارهای متعارف پولی کارآیی خود را از دست می‌دهند. تجربه‌های تاریخی نشان می‌دهد که اتکا به سیاست‌های پولی رایج در این مرحله نه‌تنها موثر نیست، بلکه می‌تواند بر شتاب تورم بیفزاید.

تفاوت تورم مزمن و ابرتورم در واکنش اقتصاد

مطالعات کارمن راینهارت و میگل ساواستانو نشان می‌دهد ابرتورم پدیده‌ای تصادفی نیست، بلکه نتیجه فشارهای انباشته‌ای است که در نهایت ظرفیت تعدیل اقتصاد را از بین می‌برد. در شرایط تورم مزمن، اقتصاد تا حدی توان سازگاری دارد و نهادها با تعدیل دستمزدها و قیمت‌ها به فعالیت ادامه می‌دهند، اما ورود به ابرتورم زمانی رخ می‌دهد که این سازوکارهای تطبیقی ناکارآمد می‌شوند و افق پیش‌بینی برای فعالان اقتصادی از میان می‌رود.

در این مرحله، نااطمینانی به حدی می‌رسد که تصمیم‌گیری اقتصادی به حفظ ارزش دارایی‌ها در لحظه اکنون محدود می‌شود و برنامه‌ریزی میان‌مدت و بلندمدت عملا معنای خود را از دست می‌دهد.

ناپایداری ذاتی تورم‌های بالا

استنلی فیشر در تحلیل‌های خود تاکید می‌کند که تورم‌های بالا هرگز یک نقطه تعادلی پایدار نیستند. در این شرایط، حساسیت اقتصاد به تکانه‌های بیرونی به‌شدت افزایش می‌یابد و شوک‌هایی که در وضعیت متعارف اثرات محدودی دارند، می‌توانند واکنش‌های قیمتی شدید ایجاد کنند. تضعیف ظرفیت‌های تعدیل و شکنندگی انتظارات تورمی سبب می‌شود فاصله میان تورم‌های بالا و ابرتورم در بازه زمانی کوتاهی طی شود.

سلطه مالی؛ هسته مرکزی ابرتورم

در ادبیات اقتصادی، ابرتورم با مفهوم سلطه مالی توضیح داده می‌شود. پژوهش‌های رودیگر دورنبوش نشان می‌دهد که کسری بودجه دولت در تمامی تجربه‌های ابرتورمی نقش پیشران اصلی را ایفا کرده است. زمانی که دولت امکان تامین مالی از بازارهای سرمایه را از دست می‌دهد و درآمدهای مالیاتی پاسخگوی هزینه‌ها نیست، بانک مرکزی ناچار می‌شود به ابزار تامین مالی دولت تبدیل شود.

در این چارچوب، رشد پایه پولی دیگر تابع اهداف تورمی یا نیازهای بخش واقعی اقتصاد نیست، بلکه مستقیما از شکاف منابع بودجه‌ای تبعیت می‌کند. پول خلق‌شده وارد جریان مخارج دولت می‌شود، اما به‌دلیل تضعیف تولید، اثر آن تماما در سطح قیمت‌ها تخلیه می‌شود.

چرخه معیوب تورم و کسری بودجه

افزایش تورم ارزش واقعی درآمدهای دولت را کاهش می‌دهد، زیرا میان زمان ایجاد تعهد مالیاتی و وصول آن وقفه وجود دارد. این پدیده که به اثر تانزی مشهور است، کسری بودجه را تشدید کرده و دولت را به پولی‌سازی بیشتر سوق می‌دهد. اقتصاد در این مرحله وارد چرخه‌ای معیوب می‌شود که در آن تورم، کسری بودجه را عمیق‌تر می‌کند و کسری بودجه به تورم بالاتر می‌انجامد.

مطالعات ویکتور اولیوو در مورد ونزوئلا نشان می‌دهد تا زمانی که ناترازی مالی در مبدا اصلاح نشود، هیچ سیاست پولی مستقلی قادر به مهار شتاب‌گیری نمایی قیمت‌ها نخواهد بود.

فروپاشی تقاضای پول و جهش سرعت گردش

در شرایط ابرتورمی، تابع تقاضای پول دچار دگرگونی می‌شود. انتظارات تورمی به تنها متغیر تعیین‌کننده بدل می‌شود و نگهداری پول حتی برای چند ساعت نیز زیان‌بار تلقی می‌شود. در نتیجه، خانوارها و بنگاه‌ها به‌صورت عقلایی می‌کوشند موجودی نقد خود را بلافاصله به کالا یا دارایی‌های پایدار تبدیل کنند. این رفتار جمعی موجب جهش شدید سرعت گردش پول و تشدید تورم می‌شود.

در این مرحله، تورم از رشد نقدینگی سبقت می‌گیرد و جامعه با وجود وفور اسکناس، با کمبود شدید نقدینگی واقعی مواجه می‌شود.

ارز به‌عنوان لنگر انتظارات

در دوره‌های ابرتورمی، وقفه در انتشار آمارهای رسمی باعث می‌شود نرخ ارز آزاد به لنگر اصلی انتظارات تبدیل شود. نرخ ارز دیگر صرفا قیمت نسبی پول ملی نیست، بلکه عملا نقش شاخص قیمت مصرف‌کننده را ایفا می‌کند. قیمت‌گذاری بر مبنای هزینه جایگزینی و وابستگی شدید به نرخ ارز موجب می‌شود شوک‌های ارزی با ضریب نفوذ بالا به سطح عمومی قیمت‌ها منتقل شود و نوعی دلاریسم غیررسمی در اقتصاد شکل بگیرد.

فروپاشی تولید و سیگنال‌های قیمتی

تداوم ابرتورم به تخریب ساختار تولید و انباشت سرمایه منجر می‌شود. کوتاه‌شدن افق تصمیم‌گیری، سرمایه‌گذاری بلندمدت را متوقف می‌کند و بنگاه‌ها تمرکز خود را از بهره‌وری به حفظ ارزش دارایی‌ها معطوف می‌سازند. در این شرایط، قیمت‌ها دیگر سیگنال معتبری برای تخصیص منابع نیستند و اقتصاد با کاهش عرضه کل و گسترش فعالیت‌های زیرزمینی مواجه می‌شود.

چرا مهار ابرتورم تدریجی نیست

تجربه‌های تاریخی نشان می‌دهد ابرتورم‌ها هرگز با اصلاحات تدریجی مهار نمی‌شوند. توقف این بحران نیازمند انضباط مالی قاطع، توقف کامل پولی‌سازی کسری بودجه و انتخاب یک لنگر اسمی معتبر است. موفقیت این اقدامات بیش از هر چیز به اعتبار نهادی سیاستگذار وابسته است. بدون اعتماد عمومی، حتی سیاست‌های فنی صحیح نیز اثرگذار نخواهند بود.

ثبات پولی؛ کالای عمومی فراموش‌شده

ابر تورم حاصل نادانی فنی نیست، بلکه نتیجه شکست ساختار سیاسی در مدیریت تعارضات توزیعی و نادیده گرفتن محدودیت منابع است. بازگشت از این وضعیت ممکن است، اما نیازمند اراده سیاسی قوی و پذیرش هزینه‌های دوره تعدیل است. تجربه کشورها نشان می‌دهد مهار ابرتورم اگرچه پرهزینه است، اما در نهایت زمینه‌ساز شکل‌گیری نهادهای اقتصادی کارآمدتر و ثبات پایدارتر خواهد بود.

برچسب ها : ،

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.