سقوط ارزش دلاری بورس تهران به 80 میلیارد دلار/ چرا بازار سرمایه کوچک شد؟

همزمان با تشدید ریسک های ژئوپلیتیک و تداوم بی ثباتی های اقتصادی، ارزش دلاری بورس تهران بار دیگر با افتی معنادار روبرو شده است. بازاری که در اوج سال ۱۳۹۹ ارزشی نزدیک به ۴۰۰ میلیارد دلار داشت، اکنون در محدوده حدود 80 میلیارد دلار قرار گرفته است. این کاهش سنگین نشان می دهد بازار سرمایه ایران با مجموعه ای از موانع بنیادین، ساختاری و سیاسی دست و پنجه نرم می کند.
به گزارش پایگاه خبری سرمایه و بورس، همزمان با تشدید ریسک های ژئوپلیتیک و تداوم بی ثباتی های اقتصادی، ارزش دلاری بورس تهران بار دیگر با افتی معنادار روبرو شده است. بازاری که در اوج سال ۱۳۹۹ ارزشی نزدیک به ۴۰۰ میلیارد دلار داشت، اکنون در محدوده حدود 80 میلیارد دلار قرار گرفته است. این کاهش سنگین نشان می دهد بازار سرمایه ایران با مجموعه ای از موانع بنیادین، ساختاری و سیاسی دست و پنجه نرم می کند.
ناترازی انرژی و افت سودآوری شرکت ها
سروش گرامی، کارشناس بازار سرمایه، معتقد است روند نزولی ارزش دلاری عملا از سال ۱۳۹۹ و همزمان با ثبت قله تاریخی بازار آغاز شد. به گفته او، پس از آن دوره هم سود شرکت ها کاهش یافت و هم نسبت های ارزش گذاری افت کرد.
وی ناترازی انرژی را یکی از مهم ترین عوامل فشار بر سودآوری شرکت ها دانست و تاکید کرد در سال های اخیر بسیاری از شرکت های بزرگ با محدودیت برق، گاز و حتی آب مواجه بوده اند. این محدودیت ها موجب کاهش تولید سالانه شده و به صورت مستقیم سودآوری را تضعیف کرده است. کاهش تولید به معنای کوچک شدن سود دلاری شرکت ها و در نهایت افت ارزش بازار است.
اثر افت کامودیتی ها بر ارزش بازار
ساختار کامودیتی محور بورس ایران نیز در کاهش ارزش دلاری بی تاثیر نبوده است. پس از جهش قیمت کالاهای پایه در دوره پساکرونا، بسیاری از کامودیتی ها وارد فاز اصلاح شدند. اکنون به جز برخی اقلام مانند اوره و مس، بخش قابل توجهی از کالاهای پایه پایین تر از سقف های تاریخی معامله می شوند. این روند باعث شده درآمد دلاری شرکت های بزرگ نسبت به سال های اوج کاهش یابد.
شکاف ارزی و فشار بر سود دلاری
گرامی به شکاف میان نرخ ارز رسمی و دلار آزاد نیز اشاره کرد و گفت در مقاطعی این فاصله به حدود ۱۰۰ درصد رسیده بود. شرکت های صادراتی محصولات خود را با نرخ های پایین تر تسعیر می کردند، در حالی که مبنای ارزش گذاری بازار نرخ آزاد بود. این شکاف باعث می شد سود دلاری شرکت ها فشرده تر دیده شود. با کاهش فاصله نرخ ها و حرکت به سمت تک نرخی شدن ارز، به تدریج آثار مثبت آن در گزارش های مالی نمایان شده و می تواند بخشی از ارزش دلاری بازار را احیا کند.
افت نسبت P/E و افزایش نرخ بهره
علاوه بر کاهش سودآوری، ضریب ارزش گذاری بازار نیز افت کرده است. نسبت قیمت به سود بازار به محدوده حدود ۴ واحد رسیده که بخشی از آن ناشی از افزایش نرخ بهره و رشد ریسک های سیستماتیک است. نرخ های بهره از حدود ۲۰ درصد در سال ۱۳۹۹ به سطوح نزدیک به ۴۰ درصد رسیده و این موضوع سرمایه ها را به سمت بازار پول سوق داده است. چند نرخی بودن بهره نیز بر نااطمینانی افزوده و جذابیت بورس را کاهش داده است.
پول پاشی راه حل پایدار نیست
این کارشناس تاکید کرد حمایت های مقطعی و تزریق نقدینگی شاید در کوتاه مدت اثرگذار باشد، اما در بلندمدت مشکلات ساختاری بازار را حل نمی کند. به گفته او، دولت باید به سمت رفع ناترازی انرژی، توسعه انرژی های تجدیدپذیر و تقویت زیرساخت ها حرکت کند تا تولید شرکت ها افزایش یابد. همچنین ساماندهی نرخ بهره، ثبات در سیاست های پولی و ارزی و کاهش ریسک های سیاسی از پیش شرط های بازگشت اعتماد به بازار سرمایه است.
پول ترسو مانع شکل گیری بازار قدرتمند
میلاد زمانی، دیگر کارشناس بازار سرمایه، ریشه عدم رشد پایدار ارزش بورس تهران را در نبود ثبات می داند. به گفته او، هر بار که زمزمه های توافق سیاسی مطرح شده، بازار واکنش مثبت نشان داده اما با افزایش ریسک جنگ و تشدید نااطمینانی، دوباره عقب نشینی کرده است.
وی تاکید کرد در شرایط فعلی سرمایه گذاران به سمت دارایی های امن مانند طلا متمایل شده اند. حتی در دوره هایی شاهد خروج پول از صندوق های طلای بورسی نیز بوده ایم که بیانگر سطح بالای نااطمینانی در تصمیم گیری سرمایه گذاران است.
زمانی همچنین به وضعیت صنایع ارزآور مانند فلزات اشاره کرد و گفت ناترازی انرژی و انتشار گزارش هایی پایین تر از انتظارات، اعتماد سرمایه گذاران را تضعیف کرده است. هرچند در مقاطعی با پررنگ شدن بحث تک نرخی شدن ارز بازار رشد قابل توجهی را تجربه کرد، اما با افزایش مجدد ریسک های سیاسی و رشد نرخ ارز، ارزش دلاری بورس دوباره کاهش یافت.
به گفته این تحلیلگر، دخالت مستقیم دولت در سمت تقاضا و بالا بردن مصنوعی شاخص ها در بلندمدت به زیان بازار تمام می شود. بازار باید بر اساس سازوکار عرضه و تقاضا به تعادل برسد و کشف قیمت صورت گیرد. در عین حال، حمایت دولت در حوزه ثبات سیاستگذاری، هدایت نقدینگی به سمت تولید و پرهیز از تصمیمات ناگهانی می تواند زمینه بازگشت امید به بازار سرمایه را فراهم کند.
زمانی در پایان تاکید کرد بزرگ ترین ریسک بازار سرمایه نبود ثبات است. پول حاضر در بورس، پولی محتاط و ترسو است که با کوچک ترین شوک از بازار خارج می شود. بدون امنیت اقتصادی، ثبات سیاسی و کاهش نااطمینانی، جریان پایدار نقدینگی به سمت بازار سرمایه شکل نخواهد گرفت و ارزش دلاری بورس به سختی احیا خواهد شد.
برچسب ها :بورس
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.





ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0