علت اصلی بازار سیاه در اقتصاد ایران چیست؟

هر زمان خبر کمبود دارو، ارز، نان یا روغن منتشر میشود، روایت غالب خیلی سریع شکل میگیرد؛ روایت «مردم سودجو». در این روایت، مقصر اصلی نه سیاستگذاری، بلکه مصرفکننده یا واسطهای معرفی میشود که از شرایط سوءاستفاده کرده است. اما واقعیت اقتصاد، پیچیدهتر از این تصویر ساده است و بازار سیاه بیش از آنکه محصول طمع فردی باشد، نتیجه شکاف میان سیاست رسمی و واقعیت اقتصادی است.
به گزارش پایگاه خبری سرمایه و بورس، هر زمان خبر کمبود دارو، ارز، نان یا روغن منتشر میشود، روایت غالب خیلی سریع شکل میگیرد؛ روایت «مردم سودجو». در این روایت، مقصر اصلی نه سیاستگذاری، بلکه مصرفکننده یا واسطهای معرفی میشود که از شرایط سوءاستفاده کرده است. اما واقعیت اقتصاد، پیچیدهتر از این تصویر ساده است و بازار سیاه بیش از آنکه محصول طمع فردی باشد، نتیجه شکاف میان سیاست رسمی و واقعیت اقتصادی است.
بازار سیاه چگونه متولد میشود؟
بازار سیاه معمولا از جایی شروع میشود که قیمت رسمی با هزینه واقعی تولید یا واردات همخوانی ندارد. وقتی دولت قیمت کالایی را پایینتر از سطح تعادلی تعیین میکند، عرضه کاهش پیدا میکند و در مقابل، تقاضا افزایش مییابد. نتیجه این عدم تعادل، شکلگیری کمبود است؛ کمبودی که خودبهخود مسیرهای غیررسمی برای تامین کالا را فعال میکند.
در چنین شرایطی، کالا از کانال رسمی ناپدید میشود، اما از بازار غیررسمی با قیمت بالاتر سر درمیآورد. این اتفاق نه به دلیل یک تصمیم فردی، بلکه به دلیل یک سازوکار اقتصادی قابل پیشبینی رخ میدهد.
قیمتگذاری دستوری و چندنرخی بودن؛ ریشه اصلی بحران
سالهاست اقتصاددانان هشدار میدهند که قیمتگذاری دستوری، یارانه کالایی و چندنرخی بودن ارز، زمینهساز ایجاد رانت و بازار غیررسمی است. وقتی فاصله قابل توجهی میان قیمت دولتی و قیمت واقعی وجود داشته باشد، انگیزه قوی برای واسطهگری، احتکار و فروش خارج از شبکه ایجاد میشود.
در این وضعیت، حتی اگر نظارت شدید هم اعمال شود، بازار سیاه به شکلهای جدیدی بازتولید میشود، زیرا منشأ آن از بین نرفته است.
نمونه بازار دارو؛ کمبود رسمی، وفور غیررسمی
بازار دارو یکی از روشنترین مثالهاست. دارو ممکن است با قیمت یارانهای روی کاغذ ارزان باشد، اما در عمل کمیاب شود. بیمار در نهایت همان دارو را از بازار غیررسمی و با قیمت بالاتر تهیه میکند، زیرا نیاز واقعی قابل تعویق نیست.
این شرایط نشان میدهد مشکل اصلی نه در تقاضای بیمار، بلکه در سازوکاری است که عرضه پایدار را تضمین نمیکند.
یارانه و انحراف مسیر کالا از شبکه رسمی
در بازارهایی مانند نان، سوخت و آرد نیز الگوی مشابهی دیده میشود. اختلاف قیمت یارانهای و آزاد باعث میشود بخشی از این کالاها به جای مصرف نهایی، وارد چرخههای غیررسمی شوند.
این پدیده نتیجه طبیعی وجود شکاف قیمتی است. هر جا اختلاف قیمت وجود داشته باشد، انگیزه انتقال کالا از بازار ارزان به بازار گران شکل میگیرد.
چرا برخوردهای مقطعی مشکل را حل نمیکند؟
برخوردهای نظارتی و تعزیراتی ممکن است در کوتاهمدت برخی تخلفات را کاهش دهد، اما نمیتواند ریشه مشکل را از بین ببرد. تا زمانی که سیاستگذاری اقتصادی با واقعیتهای هزینه و درآمد هماهنگ نباشد، بازار غیررسمی همچنان به فعالیت خود ادامه میدهد.
بازارها به سیگنال قیمت واکنش نشان میدهند، نه به دستور. اگر این سیگنالها مخدوش باشند، نتیجه آن اختلال در توزیع و شکلگیری بازارهای موازی خواهد بود.
بازار سیاه؛ نتیجه سیاست یا انتخاب فردی؟
واقعیت این است که بازار سیاه بدون حضور افراد شکل نمیگیرد، اما شکلگیری آن وابسته به بستری است که سیاستگذاری ایجاد میکند. وقتی دسترسی به کالا از مسیر رسمی دشوار میشود، مسیرهای غیررسمی فعال میشوند.
در چنین شرایطی، انتظار حذف کامل بازار سیاه بدون اصلاح سیاستهای اقتصادی، انتظاری غیرواقعبینانه است.
برچسب ها :اقتصاد ایران ، بازار ارز ، بازار سیاه ، بحران اقتصادی ، رانت ، کمبود دارو
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.





ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0