آیا اقتصاد ایران در آستانه ابرتورم قرار دارد؟

تشکیل جلسه اخیر ستاد تنظیم بازار و اظهارات معاون اول رئیسجمهور درباره برخورد جدی با گرانفروشی و احتکار، بار دیگر نگاهها را به سمت سیاستهای دولت در مهار تورم جلب کرده است. هرچند دولت با ابزارهای تعزیراتی و کنترل قیمتها تلاش میکند ثبات را به بازار بازگرداند، اما تجربه نشان داده این سیاستها اغلب به معنای آغاز موجهای جدید تورمی هستند.
به گزارش پایگاه خبری سرمایه و بورس، تشکیل جلسه اخیر ستاد تنظیم بازار و اظهارات معاون اول رئیسجمهور درباره برخورد جدی با گرانفروشی و احتکار، بار دیگر نگاهها را به سمت سیاستهای دولت در مهار تورم جلب کرده است. هرچند دولت با ابزارهای تعزیراتی و کنترل قیمتها تلاش میکند ثبات را به بازار بازگرداند، اما تجربه نشان داده این سیاستها اغلب به معنای آغاز موجهای جدید تورمی هستند. واقعیت این است که ریشه اصلی التهاب بازار نه در گرانفروشی، بلکه در رشد بیرویه نقدینگی و کسری بودجه مزمن دولت نهفته است.
رشد نقدینگی و کسری بودجه
بر اساس آمار، روزانه حدود هشتهزار میلیارد تومان به حجم نقدینگی کشور افزوده میشود. این روند به شکل مستقیم قدرت خرید پول ملی را کاهش داده و زمینه جهش دستهجمعی قیمتها را فراهم میکند. در کنار این مسئله، کسری بودجه ۸۰۰ هزار میلیارد تومانی، تحریمهای اقتصادی و ناترازی انرژی، خطر افزایش نرخ تورم به محدوده سهرقمی را تشدید کرده است.
تعریف ابرتورم در اقتصاد ایران
در ادبیات جهانی، ابرتورم تعاریف متفاوتی دارد اما برای کشوری مانند ایران که دهههاست با تورم مزمن دو رقمی دستوپنجه نرم میکند، عبور از نرخهای ۱۵۰ درصدی میتواند معادل ابرتورم تلقی شود. تورمهای بالا تا زمانی که اعتماد عمومی به پول ملی از بین نرفته، قابلمهار هستند، اما با فروپاشی این اعتماد، ریال به «پول داغ» تبدیل میشود و چرخه خودتقویتشونده ابرتورم آغاز خواهد شد.
عوامل خارجی تشدیدکننده تورم
دو متغیر کلیدی میتوانند نقش جرقه در انفجار تورمی ایران ایفا کنند. نخست تحریمهای نفتی و کاهش خرید نفت توسط چین که تنها مشتری عمده ایران محسوب میشود. کاهش فروش نفت میتواند شوک ارزی شدیدی ایجاد کند. دوم، احتمال وقوع درگیری نظامی جدید است که نهتنها منابع مالی دولت را تحت فشار قرار میدهد، بلکه اعتماد مردم به پول ملی را بهطور کامل از بین میبرد و زمینه جهش تورمی را فراهم میکند.
پیامدهای سیاست سرکوب قیمتها
دولتهای ایران طی نیمقرن گذشته همواره با ابزارهای سرکوب قیمت تلاش کردهاند تورم را کنترل کنند. این سیاست در عمل نهتنها نتیجهبخش نبوده بلکه اثرات ویرانگری بر تولید گذاشته است. سرکوب قیمت مساوی با کاهش انگیزه تولیدکنندگان و سرمایهگذاران است. نتیجه این روند کاهش عرضه، ایجاد کمبود در بازار، شکلگیری رانت و احتکار و در نهایت تشدید رکود تورمی است.
بحران اعتماد و سرمایه اجتماعی
ابرتورم بیش از آنکه پدیدهای پولی باشد، ریشه در روانشناسی اجتماعی دارد. زمانی که مردم به این نتیجه برسند پول ملی بیارزش است و دولت توان کنترل اوضاع را ندارد، اعتماد فرو میریزد. بیاعتمادی، سرعت گردش پول را بهشدت افزایش میدهد و همه تلاش میکنند داراییهای خود را به کالا، طلا یا ارز تبدیل کنند. بدون بازسازی سرمایه اجتماعی و ایجاد چشمانداز روشن برای آینده، حتی اصلاحات اقتصادی جدی نیز با شکست و اعتراض اجتماعی مواجه خواهد شد.
تجربه جهانی و بنبست داخلی
نمونههایی مانند آرژانتین نشان میدهد که عبور از بحران تورم بالا با سیاستهای ریاضتی ممکن است، اما اجرای چنین اصلاحاتی در ایران امروز بهدلیل نبود سرمایه اجتماعی و فشار معیشتی شدید، خطرناک خواهد بود. تا زمانی که روابط خارجی و تحریمها حلوفصل نشود و مردم چشمانداز روشنی برای آینده نبینند، اصلاحات ساختاری در اقتصاد ایران شانس موفقیت نخواهد داشت.
اقتصاد ایران امروز بر بستری از نقدینگی افسارگسیخته، کسری بودجه ساختاری و سیاستهای شکستخورده سرکوب قیمتها قرار دارد. این شرایط همچون انبار باروت است که تنها به یک جرقه نیاز دارد؛ جرقهای که میتواند از مسیر تشدید تحریمها یا وقوع جنگ شعلهور شود. بدون بازسازی اعتماد عمومی و تغییر رویکرد سیاستگذاری، خطر حرکت به سمت تورمهای سهرقمی و ابرتورم همچنان جدی و قریبالوقوع است.
برچسب ها :ابرتورم ، اقتصاد ایران ، تورم ، کسری بودجه
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.





ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0