تاریخ انتشار : دوشنبه ۳۰ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۰:۲۲
کد خبر : 25307

کاهش قدرت خرید/ چرا مردم کمتر می‌خرند و بیشتر تعمیر می‌کنند؟

کاهش قدرت خرید/ چرا مردم کمتر می‌خرند و بیشتر تعمیر می‌کنند؟

خریدهایی که زمانی بخشی از زندگی عادی خانوارها محسوب می‌شدند، امروز برای بسیاری از مردم به تصمیم‌هایی تبدیل شده‌اند که پیش از انجام آنها باید حساب‌وکتاب دقیقی انجام داد. خرید گوشی جدید، تعویض لپ‌تاپ، خرید یک دست مبل، تغییر وسایل آشپزخانه یا حتی تهیه لباس زمستانی، کالاهایی بودند که شاید به پس‌انداز نیاز داشتند، اما معمولاً خانواده‌ها را در برابر انتخاب میان آنها و هزینه‌های ضروری زندگی قرار نمی‌دادند.

به گزارش پایگاه خبری سرمایه و بورس، خریدهایی که زمانی بخشی از زندگی عادی خانوارها محسوب می‌شدند، امروز برای بسیاری از مردم به تصمیم‌هایی تبدیل شده‌اند که پیش از انجام آنها باید حساب‌وکتاب دقیقی انجام داد. خرید گوشی جدید، تعویض لپ‌تاپ، خرید یک دست مبل، تغییر وسایل آشپزخانه یا حتی تهیه لباس زمستانی، کالاهایی بودند که شاید به پس‌انداز نیاز داشتند، اما معمولاً خانواده‌ها را در برابر انتخاب میان آنها و هزینه‌های ضروری زندگی قرار نمی‌دادند.

امروز اما افزایش قیمت کالاها و کاهش قدرت خرید خانوار باعث شده بسیاری از این اقلام به تدریج از سبد مصرفی مردم فاصله بگیرند. موبایل، لپ‌تاپ، هدفون، اسپیکر، لوازم آشپزخانه، مبلمان و حتی لباس دیگر برای بخشی از جامعه صرفاً کالاهای مصرفی نیستند؛ بلکه به خریدهایی تبدیل شده‌اند که باید برای آنها برنامه مالی داشت.

تغییر رفتار مصرف‌کنندگان را می‌توان در یک الگوی ساده خلاصه کرد: کمتر خریدن، دیرتر خریدن و بیشتر تعمیر کردن.

کاهش قدرت خرید چگونه رفتار مصرف‌کننده را تغییر داده است؟

افزایش قیمت کالاها فقط باعث گران‌تر شدن بازار نشده، بلکه شیوه خرید مردم را نیز تغییر داده است. بسیاری از مصرف‌کنندگان دیگر مانند گذشته برای ارتقای کیفیت زندگی خود خرید نمی‌کنند و اولویت اصلی آنها حفظ سطح فعلی زندگی است.

یک کارمند که برای تعمیر گوشی قدیمی خود به بازار مراجعه کرده، درباره تغییر رفتار خود می‌گوید: «قبلاً گوشی خراب می‌شد، دنبال مدل جدید می‌رفتیم. الان اول حساب می‌کنیم تعمیرش چقدر می‌شود. حتی اگر کند شده باشد، باز هم نگهش می‌داریم.»

این رفتار فقط مختص بازار موبایل نیست. در بسیاری از بازارهای مصرفی، مشتریان پیش از خرید کالای جدید، گزینه تعمیر، استفاده مجدد یا خرید کالای دست دوم را بررسی می‌کنند.

گوشی موبایل؛ از خرید معمولی تا یک تصمیم مالی

بازار موبایل یکی از روشن‌ترین نمونه‌های تغییر الگوی مصرف در سال‌های اخیر است. در گذشته، خرید یک گوشی میان‌رده برای بسیاری از خانواده‌ها تصمیمی قابل مدیریت بود و مصرف‌کننده می‌توانست با چند ماه پس‌انداز، گوشی خود را ارتقا دهد.

اما افزایش قیمت گوشی باعث شده خرید یک تلفن همراه جدید برای بسیاری از خانوارها به هزینه‌ای قابل توجه تبدیل شود. در نتیجه، عمر استفاده از گوشی‌ها افزایش پیدا کرده و تعمیر باتری، تعویض صفحه نمایش و خرید گوشی دست دوم بیشتر مورد توجه قرار گرفته است.

در چنین شرایطی، حتی کاربرانی که گوشی آنها قدیمی یا کند شده است، ممکن است ترجیح دهند به جای خرید مدل جدید، دستگاه فعلی خود را برای مدت بیشتری نگه دارند.

لپ‌تاپ؛ کالای ضروری برای کار، اما دشوار برای خرید

تغییر رفتار مصرف‌کننده فقط به کالاهای رفاهی محدود نمی‌شود. لپ‌تاپ برای بسیاری از دانشجویان، برنامه‌نویسان، فریلنسرها و فعالان اقتصاد دیجیتال به یک ابزار کاری تبدیل شده است.

فردی که قصد دارد برنامه‌نویسی یاد بگیرد، پروژه اینترنتی بگیرد یا از طریق فضای آنلاین درآمد کسب کند، به ابزار مناسب نیاز دارد. اما افزایش قیمت لپ‌تاپ می‌تواند ورود برخی افراد به این بازار را دشوارتر کند.

یکی از فعالان بازار کار آنلاین در این باره می‌گوید: «برای اینکه بتوانی درآمد اینترنتی داشته باشی، اول باید ابزار داشته باشی. اما خیلی‌ها قبل از شروع کار، به دلیل هزینه خرید ابزار متوقف می‌شوند.»

در نتیجه، افزایش قیمت کالاهای دیجیتال تنها به کاهش مصرف منجر نمی‌شود؛ بلکه می‌تواند بر توانایی افراد برای ورود به برخی فعالیت‌های اقتصادی نیز اثر بگذارد.

وسایل آشپزخانه؛ خرید کامل جای خود را به خرید ضروری داده است

تغییر رفتار مصرف‌کننده در بازار لوازم آشپزخانه نیز قابل مشاهده است. زمانی خرید سرویس کامل ظروف، قابلمه یا سایر لوازم آشپزخانه بخشی از خریدهای معمول خانوار بود، اما امروز بسیاری از خانواده‌ها خرید خود را به اقلام ضروری محدود کرده‌اند.

یکی از فروشندگان لوازم آشپزخانه درباره تغییر رفتار مشتریان می‌گوید: «قبلاً مشتری برای کامل کردن آشپزخانه خرید می‌کرد، الان بیشتر دنبال رفع نیاز فوری است. اگر یک قابلمه خراب شود، همان یکی را جایگزین می‌کند.»

این تغییر در ظاهر کوچک، نشان‌دهنده یک تحول بزرگ‌تر در الگوی مصرف خانوار است؛ یعنی جایگزین شدن «خرید برای تکمیل و ارتقا» با «خرید برای رفع نیاز فوری».

مبل جدید یا تعمیر مبل قدیمی؟

بازار مبلمان نیز از این تغییر رفتار در امان نمانده است. مبل برای سال‌ها یکی از کالاهای مهم در سبد مصرفی طبقه متوسط بود و خانواده‌ها پس از چند سال، مبلمان خود را تعویض می‌کردند.

اما افزایش قیمت مواد اولیه و هزینه تولید باعث شده خرید یک دست مبل جدید برای بخشی از خانوارها دشوارتر شود.

در نتیجه، بازار تعمیرات مبلمان رونق بیشتری پیدا کرده است. تعویض پارچه، تعمیر فوم، رنگ‌آمیزی چوب و بازسازی مبل‌های قدیمی اکنون در بسیاری از موارد جایگزین خرید مبلمان جدید شده است.

یک تعمیرکار مبل می‌گوید: «قبلاً مشتری می‌آمد و می‌گفت یک دست مبل جدید می‌خواهم. الان بیشتر می‌پرسند چطور همین مبل را دوباره قابل استفاده کنیم.»

چرا مردم به جای خرید، تعمیر می‌کنند؟

رشد تعمیرات را می‌توان یکی از نشانه‌های تغییر قدرت خرید خانوار دانست. زمانی که قیمت کالای جدید نسبت به درآمد خانوار افزایش پیدا می‌کند، تعمیر کالای موجود از نظر اقتصادی جذاب‌تر می‌شود.

در چنین شرایطی، مصرف‌کننده ابتدا بررسی می‌کند که آیا می‌تواند با هزینه‌ای کمتر، عمر کالای فعلی را افزایش دهد یا خیر.

این رفتار در کالاهای مختلف تکرار می‌شود؛ از تعویض باتری گوشی و تعمیر لوازم خانگی گرفته تا بازسازی مبلمان و استفاده طولانی‌تر از لباس و کفش.

مشکل اصلی فقط گرانی نیست؛ درآمدها چقدر با قیمت‌ها همراه شده‌اند؟

افزایش قیمت کالاها را نمی‌توان به یک عامل واحد نسبت داد. نرخ ارز، هزینه مواد اولیه، هزینه حمل‌ونقل، دستمزد، هزینه تولید و در برخی کالاها وابستگی به واردات، همگی می‌توانند بر قیمت نهایی اثر بگذارند.

کالاهای دیجیتال مانند گوشی و لپ‌تاپ به دلیل وابستگی بالا به واردات، به تغییرات نرخ ارز حساس هستند. در کالاهای تولید داخل نیز تولیدکننده برای تامین موادی مانند چوب، پارچه، فوم، فلزات و سایر نهاده‌ها با افزایش هزینه مواجه می‌شود.

اما مسئله مهم‌تر برای خانوارها، فاصله میان رشد قیمت کالاها و رشد درآمد است.

وقتی قیمت کالاها با سرعت بیشتری نسبت به درآمد افزایش پیدا می‌کند، حتی کالاهایی که زمانی خرید آنها عادی بود، به هزینه‌ای سنگین تبدیل می‌شوند.

از انتخاب برند تا انتخاب قیمت

یکی از مهم‌ترین نشانه‌های تغییر قدرت خرید، تغییر معیار انتخاب مصرف‌کنندگان است.

در گذشته بخشی از مشتریان هنگام خرید میان برندها، کیفیت، امکانات و طراحی محصولات مقایسه می‌کردند. اما زمانی که بودجه خانوار محدودتر می‌شود، قیمت به یکی از تعیین‌کننده‌ترین معیارهای خرید تبدیل می‌شود.

در این شرایط، ممکن است مصرف‌کننده به جای پرسیدن اینکه «کدام کالا بهتر است؟»، ابتدا بپرسد: «کدام کالا را می‌توانم بخرم؟»

همین تغییر نگاه، بازار کالاهای دست دوم، تعمیرات، کالاهای اقتصادی و مدل‌های قدیمی‌تر را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

طبقه متوسط و کوچک شدن سبد مصرفی

برای بخشی از طبقه متوسط، مسئله فقط حذف کالاهای لوکس نیست. برخی کالاهایی که زمانی جزو استانداردهای معمول زندگی محسوب می‌شدند نیز اکنون با فاصله بیشتری از سبد خانوار مواجه شده‌اند.

یک گوشی مناسب، لپ‌تاپ، مبل ساده، لوازم آشپزخانه یا لباس زمستانی لزوماً کالای لوکس محسوب نمی‌شوند، اما افزایش هزینه آنها می‌تواند خریدشان را برای خانوارهای دارای بودجه محدود دشوار کند.

در نتیجه، خانواده‌ها تلاش می‌کنند کالاهای موجود را مدت بیشتری استفاده کنند و خریدهای جدید را تا زمان ضروری شدن به تعویق بیندازند.

سه رفتار جدید در بازار مصرف؛ کمتر خریدن، دیرتر خریدن، بیشتر تعمیر کردن

آنچه در بازار کالاهای مصرفی مشاهده می‌شود، فقط کاهش میزان خرید نیست؛ بلکه تغییر در منطق خرید است.

مصرف‌کننده امروز بیشتر از گذشته به قیمت توجه می‌کند، خرید را به تعویق می‌اندازد، از کالاهای قدیمی‌تر استفاده می‌کند، به بازار دست دوم سر می‌زند و در صورت امکان، کالای موجود را تعمیر می‌کند.

این تغییر رفتار در ظاهر می‌تواند یک تصمیم ساده خانوادگی باشد، اما در مقیاس بزرگ‌تر، تصویری از تغییر قدرت خرید و شرایط اقتصادی خانوارها ارائه می‌دهد.

در نهایت، شاید مهم‌ترین نشانه این تغییر آن باشد که کالاهایی که زمانی بخشی از زندگی معمولی بودند، امروز برای بسیاری از خانواده‌ها به خریدهایی سخت، حساب‌شده و قابل تعویق تبدیل شده‌اند.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.